محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

297

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و هارون يك سال از موسى بزرگتر بود . از ابن عباس روايت كرده‌اند كه فرعون به خواب ديد كه آتشى از بيت المقدس بيامد و همه خانه هاى مصر را بگرفت و قبطيان را بسوخت و بنى اسرائيل را بگذاشت و خانه هاى مصر را ويران كرد . و ساحران و كاهنان را بخواست و تعبير رؤياهاى خويش را از آنها پرسيد كه گفتند : « از شهرى كه بنى اسرائيل از آنجا آمده‌اند يعنى بيت المقدس مردى در آيد كه هلاك مصر به دست وى باشد . و فرعون بگفت تا هر پسرى از بنى اسرائيل بيايد كشته شود و دختران را بگذارند و به قبطيان گفت : « بندگان خويش را كه در بيرون به كار اشتغال دارند بياريد و كارهاى كثيف را به بنى اسرائيل واگذاريد . » و كار غلامان را به بنى اسرائيل واگذاشتند و غلامان را بياوردند و خدا عز و جل فرمايد : « * ( إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا في الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ 28 : 4 ) * [ 1 ] يعنى : فرعون در آن سرزمين تفوق داشت و مردم آن را فرقه ها كرده بود كه دسته اى از ايشان را زبون مىشمرد و پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را زنده نگهميداشت » . مواليد بنى اسرائيل كشته شدند و خردان به بزرگى نرسيدند و مرگ در پيران افتاده بود و رو به نابودى داشتند و سران قبط پيش فرعون شدند و گفتند : « اين قوم دستخوش مرگ شده‌اند و نزديك است كار به دوش غلامان ما افتد بهتر است پسرانشان را واگذارى . » و بگفت تا سالى پسران را بكشند و سال ديگر واگذارند و هارون سالى زاده شد كه پسران را وامىگذاشتند و سال ديگر كه سال كشتن پسران بود مادر موسى آبستن وى شد و چون هنگام وضع رسيد در كار وى غمين شد و خدا به دو وحى كرد : « * ( أَنْ أَرْضِعِيه فَإِذا خِفْتِ عَلَيْه فَأَلْقِيه في الْيَمِّ وَلا تَخافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوه إِلَيْكِ وَجاعِلُوه من الْمُرْسَلِينَ 28 : 7 ) * [ 2 ] يعنى : شيرش بده و چون بر او بيمناك شدى به دريا فكنش و ترس مدار و غم مخور كه ما او را به تو باز آريم و از

--> [ 1 ] 28 : 3 [ 2 ] 28 : 7